|
سلام باز آپ کردم شرمنده اگه دیر شد من تمام قصه هام قصهءتوست اگه غمگينه اون از غصهء توست يه دفعه مثل يه آهو توی صحراها رميدی بس که چشم تو قشنگ بود گلهء گرگو نديدی دل نبود توی دلم تو رو گرگها نبينن اونا با دندون تيز به کمينت نشينن الهی من فدای تو چيکار کنم برای تو اگه تو اين بيابونا خاری بره به پای تو با تو چه زندگيهايی که تو روياهام نداشتم تک و تنها بودم اما تو رو تنها نميذاشتم چه سفرها با تو کردم چه سفرها تو رو بردم دم مرگ رسيدم اما...به هوای تو نمردم دارم از تو می نويسم که نگی دوست ندارم از تو که با يه نگاهت زير و رو شد روزگارم موقع نوشتن و وقت اسم گذاشتن کسی رو جز تو نداشتم اسمی جز تو نميذاشتم من تمام قصه هام قصهءتوست اگه غمگينه اون از غصهء توست با تو چه زندگيهايی که تو روياهام نداشتم تک و تنها بودم اما تو رو تنها نميذاشتم حتی من به آرزوهات تو رو آخر می رسوندم می رسيدی تو ؛ من اما آرزو به دل می موندم هی می خواستم که بگم که بدونی حالمو اما ترس و دلهره خط ميزد خيالمو توی گفتن و نگفتن از چه روزايی گذشتم اونقدر رفتم و رفتم که هنوزم بر نگشتم هر چی شعر عاشقونه است من برای تو نوشتم تو جهنم سوختم اما می نوشتم تو بهشتم اگه عاشقونه گفتم عشق تو باعثشه اگه مردم تو بدون چه کسی باعثشه + نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387 13 توسط میلاد |
|