زیباترین حرفت را بگو
شکنجه پنهان سکوتت را آشکار کن
و هراس مدار از آن که بگویند ترانه ای بیهوده می خواند!!!
چرا که ترانه ما ترانه بیهودگی نیست ...
چرا که عشق حرفی بیهوده نیست
حتی بگذار آفتاب نیز بر نیاید ...
به خاطر فردای ما اگر بر ما منتی است
چرا که عشق خود فرداست
عشق خود همیشه است...*
عشق خود همیشه است...*
عشق خود همیشه است...*













درمانده مانده ام دوسه هفته است ا ي پري
باما نمي نشيني وباما نمي پري
آري منم همان كه فراموش كرده اي
آيا مرا هنوز به خاطر مي آوري؟
بعد از تو من همين غزل نيمه كاره ام
تكراري و ورق ورق وپوچ وسرسري
تو بي گمان همان غم عشقي كه خواجه گفت
"كز هر زبان كه مي شنوم نا مكرري"
...
آن شب كه با تو پر زدم وعاشقت شدم
باور نداشتم كه تو از جنس ديگري
باور نداشتم كه تو باما غريبه اي
باور نداشتم كه تو اينجا مسافري
باور نداشتم به همين راحتي مرا
اينجا به حال خود بگذاري وبگذري
...
گفتي كه پير وخسته دل وناتوان شدم
اما دروغ بود تو از من جوانتري
زيرا هنوز هم كه هنوز است عاشقي
زيرا هنوز هم كه هنوز است دختري
...
اي آرزوي مرده در اعماق زنده رود
يادت به خير دختر زيباي بندري











